اخبار داخلی
تاریخ انتشار:
کد خبر:
۶۶۳
نقدی بر مخالفان افزایش تعرفه واردات خودرو؛ حمایت از تولید ملی، ضرورتی انکارناپذیر
این روزها بحث افزایش تعرفه واردات خودرو به یکی از داغترین موضوعات بازار و محافل اقتصادی تبدیل شده است. خبر احتمال تغییر مبنای تعرفه واردات خودرو به ۱۰۰ درصد، واکنشهای گستردهای را برانگیخته و برخی جریانات، این تصمیم را به نفع «مافیای خودرو» و علیه منافع مردم تفسیر کردهاند.
پرسش اساسی اینجاست: آیا حمایت تعرفهای از صنعت خودرو، اقدامی غیرمنطقی و ضداقتصادی است؟ آیا در هیچکجای دنیا، دولتها از صنعت خودروی ملی خود با ابزار تعرفه حمایت نمیکنند؟ و مهمتر آنکه آیا خودروهای وارداتی امروز در سگمنت قیمتی محصولات داخلی قرار دارند تا ادعای «رقابت» و «انتخاب برای مصرفکننده» معنادار باشد؟
تجربه جهانی؛ حمایت تعرفهای از صنایع داخلی، قاعده است نه استثنا
تصور عمومیِ مخالفان افزایش تعرفه مبنی بر اینکه حمایت تعرفهای با اقتصاد آزاد در تضاد است، بهکلی اشتباه است. شواهد بینالمللی بهوضوح خلاف این ادعا را نشان میدهد.
ایالات متحده آمریکا، بهویژه در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، با افزایش تعرفه بر واردات محصولاتی از جمله فولاد و خودرو، بهطور مستقیم از صنایع داخلی خود حمایت کرد. چین، هند و کره جنوبی از طریق حمایتهای تعرفهای، یارانههای داخلی و توسعه زنجیره تأمین، توانستهاند زیرساختهای تولیدی خود را تقویت کرده و در بسیاری از موارد به قطبهای صادراتی تبدیل شوند. تعرفه واردات خودرو در هند میتواند تا ۱۰۰ درصد یا بیشتر باشد. برزیل نیز با افزایش مالیات بر واردات خودرو تا ۳۰ درصد، موج سرمایهگذاری جدید شرکتهایی مانند جگوار-لندرور و بامو را برای ایجاد خطوط تولید در این کشور فراهم کرد. ترکیه برای خودروهای چینی تعرفه ۶۰ درصدی تعیین کرده است.
اتحادیه اروپا با پرداخت مشوقها و یارانههای سنگین به صنایع سبز و استراتژیک، امکان رقابت پایدار تولیدکنندگان خود را فراهم ساخته است. در اقتصاد جهانی، تعرفه واردات خودرو ابزاری برای مدیریت رقابت است و کشورهایی نظیر چین، هند و حتی آمریکا، با استفاده از سیاستهای تعرفهای توانستهاند صنایع خود را از هجوم بیامان کالاهای خارجی محافظت کنند.
بهعبارت روشنتر، در هیچکجای دنیا نمیبینیم که واردات خودرو با تعرفهای پایینتر از قطعات انجام شود؛ چراکه این موضوع بهطور مستقیم زنجیره تولید را متلاشی خواهد کرد. پس ادعای اینکه حمایت تعرفهای از صنعت خودرو، سیاستی غیرمتعارف یا ضدتوسعه است، نهتنها با واقعیات جهانی همخوانی ندارد، بلکه نادیده گرفتن تجربهی عملیِ تمامی اقتصادهای موفق جهان محسوب میشود.
سگمنت قیمتی جدا؛ خودروی وارداتی در آسمان، خودروی داخلی در زمین
اما شاید مهمترین نکتهای که مخالفان افزایش تعرفه عمدتا از آن غفلت میورزند، فاصله نجومیِ قیمت خودروهای وارداتی با محصولات داخلی است. ادعای اینکه افزایش تعرفه، دامنه انتخاب مصرفکننده را محدود میکند، زمانی معنا دارد که خودروهای خارجی و داخلی در یک محدودهی قیمتی رقابت کنند. اما واقعیت بازار امروز ایران چیز دیگری است.
بررسیهای میدانی نشان میدهد که کف قیمت خودروهای وارداتی به حدود ۵ میلیارد تومان رسیده است. در صدر این لیست، مدلهایی همچون «مزدا EX۶» با قیمت ۱۲ میلیارد و ۴۵۰ میلیون تومان و «کمری ژاپن» مدل ۲۰۲۶ با قیمت ۱۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان قرار دارند. در مقابل، خودروی «شاهین اتوماتیک» حدود ۲ میلیارد و ۴۴۰ میلیون تومان و «دنا اتوماتیک» حدود ۳ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان قیمت دارد. خودروی «ریرا» با قیمت ۴ میلیارد و ۱۵۹ میلیون تومان و «هایما S۷» با قیمت ۵ میلیارد و ۲۵۰ میلیون تومان در رده مونتاژیها قرار دارند.
خودروهای چینیِ وارداتیِ نسبتا ارزانقیمتتر نیز از مرز یکمیلیارد تومان در سال گذشته، به رشد ۲۱۵ درصدی رسیده و به مرزهای نجومی نزدیک شدهاند. در این فضا، خودروهای وارداتیِ بالای ۱۰ میلیارد تومان بههیچوجه رقیب محصولات ۲ تا ۴ میلیارد تومانی داخلی نیستند. بنابراین، حذف یا محدودیت این خودروهای لوکس و گرانقیمت، هیچگونه محدودیتی در «انتخاب مصرفکننده» ایجاد نمیکند، چراکه این دو بازار کاملا از یکدیگر منفک هستند.
پاسخ به ادعاهای مخالفان؛ تعرفه، ابزار حمایت هدفمند، نه انحصار
مخالفان افزایش تعرفه، این سیاست را به سود «مافیای خودرو» و «جریانات انحصارطلب» تفسیر کردهاند. اما این استدلال، خود نوعی انحراف از مسئلهی اصلی است. حمایت تعرفهای در الگوهای موفق جهانی، بهعنوان ابزاری موقت برای حمایت هدفمند از تولید ملی بهکار گرفته میشود، نه بهعنوان جایگزینی برای اصلاحات ساختاری. کشورهایی همچون کره جنوبی، آلمان و چین، طی دورههایی خاص، با اعمال تعرفههای هدفمند، فرصت بازسازی و توانمندسازی به صنایع خود دادهاند تا پس از طی این دورهها، به مرحله رقابت بینالمللی وارد شوند.
نکته ظریف اما مهم اینجاست: در ایران، سیاستگذاری تعرفهای غالبا فاقد رویکرد مرحلهای و برنامهمحور بوده و گاه در شرایطی اعمال میشود که بسترهای اولیه رقابتپذیری نیز مهیا نشدهاند. اما این نقیصه، نه دلیل بر کنار گذاشتن ابزار تعرفه، بلکه دلیل بر اصلاح رویه در اعمال آن است. بهعبارت دیگر، ضعف در اجرا نباید به معنای انکار اصل حمایت از تولید ملی تفسیر شود.
همچنین، تجربه نشان داده که دههها حمایت تعرفهای غیرهدفمند، نه تنها باعث ارتقای کیفیت و عمق ساخت داخل نشده، بلکه باعث ایجاد حاشیه امن برای خودروسازان و کاهش رقابتپذیری آنها شده است. اما این مسئله، بار دیگر نشان میدهد که نوع حمایت اهمیت دارد، نه خود اصل حمایت.
افزایش تعرفه واردات خودرو، سیاستی است که در تمامی اقتصادهای پیشرفته و درحالتوسعه جهان، بهعنوان ابزاری مشروع و رایج برای حمایت از صنایع داخلی بهکار گرفته میشود. تجربه آمریکا، چین، هند، برزیل، ترکیه و اتحادیه اروپا، همگی گواه این واقعیت است که حمایت از تولید ملی، نهتنها ضداقتصاد نیست، بلکه سنگبنای توسعهی صنعتی هر کشوری محسوب میشود.
واقعیت انکارناپذیر بازار امروز ایران این است که خودروهای وارداتی و داخلی در دو سگمنت قیمتی کاملا مجزا قرار دارند؛ خودروهای وارداتی با قیمتهای ۵ تا ۱۳ میلیارد تومانی، هیچگاه رقیب محصولات ۲ تا ۴ میلیارد تومانیِ تولید داخل نبوده و نخواهند بود. بنابراین، ادعای «محدودیت انتخاب مصرفکننده» در برابر افزایش تعرفه، استدلالی بیاساس و گمراهکننده است.
آنچه کشور نیاز دارد، نه حذف تعرفه و نه تعرفههای سرسامآور بیبرنامه، بلکه سیاست تعرفهای هوشمندانه، مرحلهای و هدفمند است که ضمن حمایت از تولید داخل، خودروسازان را به سمت ارتقای کیفیت، افزایش عمق ساخت داخل و کاهش وابستگی به واردات قطعات سوق دهد. حمایت از تولید ملی، نه یک انتخابِ ایدئولوژیک، که یک ضرورت اقتصادی عقلانی است.
نظر شما